معنی کلمه سبر در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سبر. [ س َ ] (ع اِ) یا سبر و تقسیم . جرجانی آرد: سبر و تقسیم هر دو یکی است و عبارت است از آوردن اوصاف اصل یعنی مقیس علیه وابطال بعض آنها تا باقی برای علت تعیین گردد چنانکه گویند علت حدوث در بیت یا تألیف یا امکان است . و دوم بتخلف باطل است زیرا صفات واجب بالذات ممکن است وحادث نیست پس اول معین شد. (از تعریفات جرجانی ). و همو آرد: سبر و تقسیم حصر اوصاف در اصل و الغای بعض است تا باقی برای علیت تعیین گردد چنانکه گویند علت حرمت شراب یا مستی است یا بودن شراب از آب انگور یا مجموع هر دو و جز آب و مستی نمیتوان علیتی یافت بدان طریق که مفید ابطال علت وصف باشد و بنابر این مستی را برای علت توان تعیین کرد. (از تعریفات جرجانی ).