معنی کلمه ورع در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ورع . [ وُ / وُ رُ ] (ع مص ) بددل و خرد و بی خیر و فایده گردیدن .

سست و ضعیف شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).