معنی کلمه ذیال در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ذیال . [ ذَ ی ْ یا ] (ع ص ) دامن دار. درازدامان . مرد درازدنبال . (مهذب الاسماء). مرد که دامنی بلنددارد. مرد که بتبختر رود. مرد که خرامان و بناز رود. مرد درازبالا و درازدامان خرامان بناز.

فرس ذیال ؛ اسب درازبالا و درازدنبال . اسب درازدم .

هر چیز دامن بلند : در مقدمه ٔ لشکر او قرب دویست مربط فیل بود که از دیار هند غنیمت یافته بود آراسته به برگستوانهای ذیال و اسلحه ٔ بیمثال . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی نسخه ٔ خطی مؤلف ص 106).