معنی کلمه لخم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لخم . [ ل َ ] (اِخ ) ابن عدی بن الحارث بن مرة از کهلان . جدّی جاهلی است . مؤسس قبیله ٔ آل لخم یا لخمیون . پسران وی را امارت حیره و بازماندگان ایشان را که «آل عباد» یا «بنوعباد» نامیده میشوند حکمرانی اشبیلیه بوده است . و هم گروهی از ایشان به صعیدمصر در برّ شرقی و آل ارسلان از لخمیون بسوریه بوده اند. (الاعلام زرکلی ج 3 و الحلل السندسیة ج 2 ص 297).