معنی کلمه بارند در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بارند. [ رَ ] (اِخ ) دهی است کوچک از بخش سمیرم بالا شهرستان قمشه که در40 هزارگزی جنوب خاور سمیرم متصل به راه مالرو بارند به سمیرم در کوهستان واقع است . هوایش معتدل و دارای 100 تن سکنه میباشد که به لهجه ٔ لری تکلم میکنند. راهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).