معنی کلمه بارنابه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بارنابه . [ ب ِ ] (اِخ ) (مقدس ) یکی از قدیم ترین تلامذه ٔ حواریون و پسر عموی مارکوس حواری است . اصلاً یهودی و از اهالی جزیره ٔ قبرس بود و کمی پس از پولس دین مسیح را پذیرفته و به همراه وی آناطولی و یونان را سیاحت کرد و سرانجام در تاریخ 63 م . در قبرس کشته شد، یک انجیل و مطالب دیگر از او بجای مانده است . ذکران وی را در11 حزیران (11 ژوئن ) گیرند. (از قاموس الاعلام ترکی ج 2). رجوع به لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج 2 شود.