معنی کلمه زجاج در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زجاج . [ زَج ْ جا ] (اِخ ) یعقوب بن اسحاق ، مکنی به ابویوسف . از راویان حدیث بود. ابونعیم آرد: زجاج از مشایخ حدیث ، دیندار و پارسا بود، و در اصفهان و بغداد حدیث فراوان نوشت . ابومحمدبن حیان برای ما از او حدیث کند. (از اخبار اصفهان ).