معنی کلمه هرم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
هرم . [ هََ رِ ] (ع ص ) نیک پیر خرف . ج ، هرمون ، هَرمی ̍.

(اِ) خرد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). عقل . (اقرب الموارد).

هوش .

دل . (منتهی الارب ).