معنی کلمه صراحی گردن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صراحی گردن . [ ص ُ گ َ دَ ] (ص مرکب ) با گردنی چون گردن صراحی . گردن دراز و کشیده : اشتر صراحی گردنا دانم چه خواهی کردنا با پنبه بازی می کنی گردن درازی می کنی . (منسوب به عبدالواسع جبلی ). از صراحی گردنان دارد کسی را در نظر شاخ گل دستی که در گلزار بالا می کند. صائب . رجوع به صراحی شود.