معنی کلمه وراد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وراد. [ وُرْ را ] (ع ص ، اِ) ج ِ وارد به معنی آیندگان بر آب . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : بر لب چشمه ٔ سنانش تزاحم وراد فتوح است و بر سواد دل و جگر اعداش رخنه های جروح . (المضاف الی بدایع الازمان 34).