معنی کلمه احویشا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
احویشا. [ ] (اِخ )دیری است عظیم باسعرت ، مدینه ای از ولایت دیاربکر. و در آن راهبان بسیارند و در حوالی آن بساتین فراوانست و در نهایت عمارت است و جنب آن نهریست مشهور بنهرالروم و ابوبکر محمدبن طناب اللبادی بدان اشاره کند: و فتیان کهمل من اناس خفاف فی الغدو و فی الرواح نهضت بهم و ستراللیل ملقی و ضوءالصبح مقصوص الجناح نؤم بدیر أحویشا غزالا غریب الحسن کالقمر اللیاح وکابدنا السری شوقا الیه فوافینا الصباح مع الصباح . (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).