معنی کلمه ناعط در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ناعط. [ ع ِ ] (ع ص ) مسافر دوردست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

آنکه لقمه را به دو نصف بریده نیمه را بخورد و نیمه ٔ دیگر را بیندازد جهت کثرت و فراخی یا سوء ادب در طعام خوردن و عدم مروت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). ج ، نُعُط.