معنی کلمه زبیرتان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زبیرتان . [ زَ رَ ] (اِخ ) دو آبست مر طهیه را. (منتهی الارب ). دو آبست طُهَیّه را در اطراف اَخارِم خُفاف آنجا که به جلگه ٔ مسطح فُرُع میرسد. (از معجم البلدان ).