معنی کلمه ذوقوة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ذوقوة. [ ق ُوْ وَ ] (ع ص مرکب ) صاحب قوّت . نیرومند. خداوند قوّه : ذی قوّة عِند ذی العرش مکین . (قرآن 81 / 20) صاحب قوت نزد خداوند عرش بامنزلت . (تفسیر ابوالفتوح ص 479 ج ِ 5) و در تفسیر آن گوید: خداوند قوه است و مکین و ممکن بنزدیک خدای عرش . (ج 5 ص 482).