معنی کلمه طزرکش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
طزرکش . [ طَ زَ ک َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین در 10000گزی شمال ضیأآباد و 1000گزی راه عمومی . کوهستانی و معتدل با 466 تن سکنه . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی و محصول آنجا غلات و عدس و گاودانه و انگور و گردو وبادام و زردآلو و سیب . شغل اهالی زراعت و گلیم و جاجیم و جوراب بافی . راه آن ماشین رو است . از آثار قدیمی بقعه ٔ امام زاده ای بنام اسماعیل است که میگویند برادر امام رضا است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).