معنی کلمه صدوف در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
صدوف . [ ص َ ] (ع ص ) زنی که روی آرد و بازگرداند. (منتهی الارب ). آن زن که روی بگرداند از شوی خویش .(مهذب الاسماء).

گنده بوی دهن . (منتهی الارب ). الابخر؛ ای المنتن الرائحة. (قطر المحیط).

(اِ) علم است مر زنان را. (منتهی الارب ).