معنی کلمه لجون در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لجون . [ ل َج ْ جو ] (اِخ ) نام شهری به اردن ، میان آن و طبریه بیست میل و به رمله ٔ شهر فلسطین چهل میل است . بدانجا صخره ٔ گردی است در وسط شهر و برآن قبتی است که برخی گمان برند مسجد ابراهیم باشد وزیر قبّه چشمه ای است بسیارآب ... (معجم البلدان ). ازبلاد شام و مسجد حضرت ابراهیم بدانجاست . (سمعانی ).