معنی کلمه لجنک در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لجنک . [ ل َ ن َ ] (اِخ ) دهی از دهستان طبس مسینا بخش درمیان شهرستان بیرحند، واقع در 59 هزارگزی جنوب خاوری درمیان و 5 هزارگزی جنوب خاوری دستگرد. کوهستانی و گرمسیر دارای 134 تن سکنه ٔ فارسی زبان . آب آن از چشمه ، محصول آنجا غلات ، شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).