معنی کلمه زاخ در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زاخ . (اِخ ) اخترشناس معروف (1754 - 1832 م .). وی در پرسبورگ آلمان متولد گشت و یکچند در خدمت نظام اتریش درآمد و از سال 1787 تا 1806 م . عهده دار اداره ٔ رصدخانه دوک ساکس گوته بود. چندی نیز بهمراهی فرزندان دوک ساکس بگردش در فرانسه و ایتالیا پرداخت و رصدخانه های ناپل و لوکا بهمت و کوشش او تأسیس گشت . زاخ در علم هیئت و مخصوصاًدرباره ٔ نیروی جاذبه ٔ کوهها کتب پرارزشی تألیف کرده است . (از دائرة المعارف بستانی ) (از لاروس بزرگ ).