معنی کلمه راجح حلی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
راجح حلی . [ ج ِ ح ِ ح ِل ْ لی ] (اِخ ) ابوالوفا شرف الدین راجح بن اسماعیل الاسدی الحلی شاعر ادیب در نیمه ٔ ربیعآلاخر 570 هَ . ق . / 1418 م .در حله متولد شد و در 27 شعبان 727 هَ . ق . در دمشق درگذشت و در باب الصغیر دفن شد. از آثار او دیوان شعری است که ملوک مصر و شام و الجزیره را مدح کرده است . (از معجم المؤلفین جزء 4 ص 149). از اشعار اوست : ماءالجفون بوجهه مذ اشرقا کم ناظر بدموعه قد اشرقا رشا یفوّق عن قسی حواجب نبلا بغیر مقاتل لا یتّقی ثمل المعاطف لم یز رقباؤه الاعلی مثل القضیب وارشقا. (از فوات الوفیات ج 1 ص 158). و نیز رجوع به کتاب حسن المحاضره فی اخبارمصر و القاهرة ص 259 شود.