معنی کلمه وخی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وخی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب است به وخان که نام شهری است از حدود ماوراءالنهر. ج ، وخیان : خمداد جایی است که اندر وی بت خانه های وخیان است . (حدود العالم ). و از حدود وی روی نمد زین و تیر وخی خیزد. (حدود العالم ). رجوع به وخان شود.