معنی کلمه یک منش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یک منش . [ ی َ / ی ِ م َ ن ِ ] (ص مرکب ) هم منش . متحدالطبع. (یادداشت مؤلف ). یک سیره . یک نهاد. بر سیرت و طبعواحد. متحد. یک زبان . هم قول . متحدالقول : به هر نیک و بد هر دوان یک منش به راز اندرون هردوان بدکنش . بوشکور.