معنی کلمه زبیبی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
زبیبی . [ زَ ] (ص نسبی ) بسوی فروخت آن (زبیب ) منسوب اند ابراهیم بن عبداﷲ عسکری و عبداﷲبن ابراهیم بن جعفر. (از تاج العروس ) (از منتهی الارب ). منسوب است به فروختن انگور و انجیر خشک ، ابراهیم پسر عبداﷲ و... که اینها را محدثون زبیبیون نامیده اند. (از شرح قاموس ). رجوع به زبیبی و زبیبیون شود.