معنی کلمه جبارة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
جبارة. [ ج ِ رَ ] (ع اِ) پاره چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. ج ، جبائر. (منتهی الارب )(آنندراج ). چوب که بر شکستگی بندند. دست و برنجن . ج ، جبارات . (مهذب الاسماء).

(مص ) نیکو کردن حال فقیر. توانگر گردانیدن فقیر. (منتهی الارب ).