معنی کلمه یک سویه در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یک سویه . [ ی َ / ی ِ سوی َ / ی ِ ] (ص نسبی ) یک سو. منسوب به یک سو. یک طرفه . - یک سویه کردن ؛ یکسو کردن . یکسو ساختن . فیصل کردن . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب یکسو کردن در ذیل مدخل یکسو شود.