معنی کلمه خان جان خان در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خان جان خان . (اِخ ) دهی است از دهستان ده پیر بخش حومه ٔ شهرستان خرم آباد. واقع در 10 هزارگزی شمال خاوری خرم آباد و شش هزارگزی شمال شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه . ناحیه ای است واقع در جلگه و معتدل و مالاریایی . دارای 720 تن سکنه که شیعی مذهب و لری و لکی و فارسی زبانند. این ده ازچشمه سار مشروب میشود. و محصولاتش غلات ، صیفی ، لبنیات میباشد. اهالی آنجا بکشاورزی و گله داری گذران میکنند. صنایع دستی زنان فرش و سیاه چادربافی است . راه اتومبیل رو است و ساکنین از طایفه ٔ بیرالوند بوده و به ییلاق و قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).