معنی کلمه احقب در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
احقب . [ اَ ق َ ] (اِخ ) ابن احمر. عمروبن احمر باهلی شاعر معروف که شعرش اغلب در لغت مورد استشهاد است و عادةً نام او نیاورند و به قال ابن احمر اکتفا کنند. (مرصع).