معنی کلمه سامار در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
سامار. (اِخ ) شهرکی است خرد از ناحیت کوه قارن (به دیلمان ) و از وی آهن و سرمه و سرب بسیار خیزد. (از حدود العالم ).