معنی کلمه تالمکهارا در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
تالمکهارا. [ م َ ک َ ] (هندی ، اِ) دوای مشهور هندی است . (الفاظ الادویه ). هندی است و عوام «تال مکهانا» و بزبان بنگاله «کلیاکهارا» نامند. ماهیت آن : تخمی است پهن ، اندک طولانی ، ریزه ،اغبر، اندک براق و لعابی مانند تودری و گیاه آن بقدر ذرعی و شاخهای بسیار از یک بیخ روئیده و برگ آن شبیه ببرگ کاسنی و خشن و زغب دار و گل آن سفید و ریزه تراز گل کاسنی و عقدهای این نیز مانند عقدهای کاسنی وتخم آن در آنها، الا آنکه در عقدهای این خارها مانندخار مغیلان میباشد بخلاف کاسنی و منبت آن کنار آبها وزمینهای نمناک . طبیعت آن : گرم و خشک با رطوبت فضیله . افعال و خواص آن : تخم آن مفرح و مسمن و مبهی و زیادکننده ٔ منی و ممسک آن و دافع فساد سودا و چون نرم کوبیده مقدار یک درهم تا سه چهار درهم آن را با هموزن آن قند یا شکر و یا شیر گاو تازه دوشیده بیاشامند، منی را زیاد میگرداند و امساک منی می آورد و سرعت انزال و جریان منی را برطرف مینماید و کوبیده ٔ آن را بر شربت پاشیده نیز می آشامند و داخل معاجین مبهیه نیز مینمایند و بسبب صلابت دیر کوبیده می گردد و آشامیدن آب مطبوخ برگ و ساق آن و سلاقه ٔ آن جهت استسقا بسبب قوت ادرار آن مفید و ضماد سائیده ٔ گرم کرده ٔ برگ و ساق وبیخ آن بتمامی بر کمر جهت وجع ظهر و بخور آب مطبوخ آن نیز جهت امراض مذکور نافع. (مخزن الادویه ص 170).