معنی کلمه کافور رباحی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
کافور رباحی . [ رِ رَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) نوعی از کافور است . (منتهی الارب ). نوعی از کافور که به پاره های نمک شبیه است . (ترجمه ٔ صیدنه ٔ ابوریحان ). کافور ریاحی . ریاحی گویند به علت رائحه ای که از آن برمیخیزد و بعضی گفته اند رباحی درست است و آن منسوب به یکی از پادشاهان هند است که اول دفعه آن را شناخته است . (تذکره ٔ ضریر انطاکی ج 1 ص 271). رجوع به حاشیه ٔ (3) ص 1 متن جوامعالحکایات چ معین و کافور شود.