معنی کلمه فراخ گام در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فراخ گام . [ ف َ ] (ص مرکب ) مرکبی که گامهای بلند بردارد و تیزرو باشد: اسب فراخ گام . (یادداشت بخط مؤلف ). فراخ قدم . رجوع به فراخ قدم شود.