معنی کلمه طرف گرفتن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
طرف گرفتن . [ طَرَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از حمایت کردن باشد.(برهان ) (غیاث اللغات ). جانب داری کردن : وقت است که تابند رخ از جانب آتش گیرند خلایق طرف ابروی آن را. جمال الدین سلمان (از آنندراج ). نگرفته ز انصاف تو در معرکه ٔ لاف شادی طرف شادی و غم جانب غم را. محمد عرفی .

گوشه نشینی . (برهان ) (غیاث اللغات ).

سرحدگیری . (برهان ).