معنی کلمه قابلیت در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
قابلیت . [ ب ِ لی ی َ] (ع مص جعلی ، اِمص ) شایستگی . سزاواری . برازندگی . استحقاق . استعداد. لیاقت . (ناظم الاطباء) : داد حق را قابلیت شرط نیست . مولوی .

پذیرائی . شایستگی پذیرفتن .

(اصطلاح فلسفه ) استعداد قبول . انفعال . منفعل شدن . در برابر فاعلیت .

امکان . احتمال .

قوت . قدرت .

هنر.

معرفت .

کفایت .

مجال .

رغبت . آرزو. خواهش . (ناظم الاطباء). ترکیب ها: - قابلیت احتراق . قابلیت ارتجاع . قابلیت امتداد. قابلیت امکان . قابلیت انبساط. قابلیت انحلال . قابلیت انعطاف . قابلیت انعکاس . قابلیت انقباض . قابلیت تبدیل . قابلیت تراکم . قابلیت تقسیم . قابلیت تکاثف . قابلیت حرکت . قابلیت داشتن . قابلیت شخص . قابلیت قابل . قابلیت قسمت . قابلیت نفوذ.