معنی کلمه فرائد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فرائد. [ ف َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ فرید و فریدة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فرید و فریدة شود.

نزد بلغا مختص به فصاحت است نه بلاغت ، چه آن عبارت است از ایراد کلمه ای که قائم مقام دانه ٔ گوهر واسطه ٔ گردن بند باشد و چنین دانه باید که درّ یتیم بود، و ایراد چنین کلمه ای دلالت کند بر بلندی و عظمت و فصاحت کلام و نیرو و روانی گفتار و اصالت نژادی سخن به نحوی که اگر آن کلمه از گفتار بیفتد، بر طبع گوینده ٔ فصیح زبان سخت گران آید، مانند حصحص در این آیت : الاَّن حصحص الحق . و الرفث در این آیت : احل لکم لیلة الصیام الرفث الی نسائکم و... (از کشاف اصطلاحات الفنون ).