معنی کلمه یعملة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
یعملة. [ ی َ م َ ل َ ] (ع ص ) مؤنث یعمل . ج ، یعملات . (منتهی الارب ). ماده شتر برگزیده ٔ استوار بر کار. ج ، یعملات . (ناظم الاطباء). شترماده ٔ قوی . (یادداشت مؤلف ). آن شتر که کار را شاید. (مهذب الاسماء).

(اِخ ) یعملة یا یوم یعملة؛از روزهای عرب است . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).