معنی کلمه ابویزید در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ابویزید. [ اَ بو ی َ ] (اِخ ) وشیمةبن موسی بن الفرات الوشاء الفارسی الفسائی . تاجر و سنّی بود و از مولد خویش به بصره و از آنجا به مصر و سپس به أندلس رفت . و او را کتابیست کثیرالفوائد در اخبار ردّه و قبائلی که پس از وفات رسول صلی اﷲ علیه و آله مرتد گردیدند و جنگهای ابوبکر با آنان . و ابویزید شهرتی بسزا دارد چنانکه ابوالولید فرضی صاحب تاریخ اندلس و حافظ ابوعبداﷲ حمیدی در کتاب جذوةالمقتبس و ابوسعیدبن یونس در تاریخ مصر و سمعانی در انساب نام او برده اند. و او در مصر به سال 237 هَ . ق . وفات کرده است .