معنی کلمه وتش در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
وتش . [ وَ ] (ع ص ، اِ) اندک از هر چیزی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

فرومایه .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فرومایه و رذل . (ناظم الاطباء). گویند: انه لمن وتشهم ؛ ای رذالهم . (منتهی الارب )؛ او از فرومایگان ایشان است . (ناظم الاطباء).