معنی کلمه فدم در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
فدم . [ ف َ ] (ع مص ) دهان بند نهادن بر دهن . (منتهی الارب ).

فدام بر ابریق نهادن . (اقرب الموارد). رجوع به فدام شود.