معنی کلمه عین در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
عین . [ ع َ ی َ ] (ع اِ) باشندگان شهر. (منتهی الارب ). ساکنان در شهر. (ناظم الاطباء). اهل بلد. (اقرب الموارد).

اهل سرای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

جماعت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). جماعت و گروه . (ناظم الاطباء): جاءفلان فی عین ؛ فلان با جماعتی آمد. (از منتهی الارب ).