معنی کلمه مستقید در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
مستقید. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استقادة. آنکه زمام اختیار به دست دیگری دهد. (از منتهی الارب ). مطیع و فرمانبردار و رام . (ناظم الاطباء).

کشنده را کشتن فرمودن خواهنده از حاکم . (از منتهی الارب ). رجوع به استقادة شود.