معنی کلمه طرابزون در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
طرابزون . [ طَ ] (اِخ ) ولایتی است از ولایات ترکیه ٔ آسیا، محدود است شمالاً به بحر اسود، جنوباً به ارض روم و سیواس ، و شرقاً به ارض روم و قفقاز وغرباً به قسطمونی . مساحت آن دوازده هزار میل مربع، وجمعیت آن یک میلیون و یکصدهزار تن است که از اجناس مختلف مردم تشکیل یافته است و همگی دلیر و پردل میباشند. ولایت طرابزون کوهستانی است و دارای درختان بسیار از هر نوع میوه است . این ولایت چهار متصرفیه و بیست ودو مرکز قضاء و بیست وهفت ناحیه دارد. بندر آن طرابزون است که بر ساحل بحر اسود واقع شده و نزدیک به چهل هزار تن سکنه دارد و لنگرگاه تجارتی وسیعی میباشد. مشهورترین شهرهای این ولایت صامسون است که خود بر بحر اسود لنگرگاهی است ، و کشتیهای بسیار با ماشین بخار بدانجا لنگر افکنند. (ذیل معجم البلدان ج 2 ص 291).