معنی کلمه عنصلی در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
عنصلی . [ع ُ ص ُ ] (ص نسبی ) منسوب به عنصل . رجوع به عنصل شود:سرکه ٔ عنصلی ، سکنگبین عنصلی . رجوع به عنصلانی شود.