معنی کلمه عمرو بکری در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
عمرو بکری . [ ع َ رِ ب َ ] (اِخ ) ابن قَمیئةبن ذریح بکری وائلی نزاری . از شعرا و شجاعان دوره ٔجاهلیت بود که در حدود سال 180 قبل از هجرت متولد شد. وی مدتی در حیره اقامت گزید و امری ءالقیس را در سفرش بنزد قیصر همراهی کرد و در راه درگذشت (در حدود سال 85 قبل از هجرت ). (از الاعلام زرکلی از الاغانی ).