معنی کلمه ذوالجناح در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
ذوالجناح . [ ذُل ْ ج َ ] (اِخ ) شمربن حسان . (مجمل التواریخ و القصص ). و طبری او را سمربن تبعبن تبان برادر حسان گفته است . تبعبن تبان .... وجه ابنه حسّان الی السند و سمراً ذوالجناح الی خراسان . رجوع به مجمل التواریخ والقصص ص 15 و فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 84 شود.