معنی کلمه لای در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
لای . (فعل امر، نف ) امر از لاییدن ، گفتن . گفتار و کلام . (غیاث ). گفتن همچو هرزه لای یعنی هرزه گوی و می لاید یعنی میگوید و به معنی هرزه گوینده نیز گویند و امر به این معنی نیز هست یعنی هرزه بگوی . (برهان ). - هرزه لای ؛ یاوه گوی . بیهوده گو. که سخنان بی معنی و بی پایه گوید : جائی که از سخاوت طبعت سخن رود هم بحر سفله باشد و هم ابر هرزه لای . نجیب الدین جرفادقانی . ز درد روبه عشقت چو شیر می نالم اگر چه همچو سگم هرزه لای میداند. سعدی . رجوع به هرزه لا شود.

امر از ناله کردن . (برهان ) : چند باشی چون تبیره هرزه لای همچو نی در پرده رو آهسته لای . تاج بها.