معنی کلمه غربة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
غربة. [ غ َ ب َ ] (ع اِ) دوری : نوی غربة؛ دوری دور، غربةالنوی ؛ دوری آن . (منتهی الارب ). یقال : نوی غربة؛ ای بعیدة. دور شدن .

اسم مرة از غرب . (اقرب الموارد). غروب .

از اسماء عسل . (المزهر سیوطی ص 242).

(اِمص ) حدت . تیزی .

(ص ) دوربین و تیزبین :عین غربة؛ بعیدة المطرح ، و یقال : انه لغرب العین ؛ ای بعید مطرح العین . (اللسان از ذیل اقرب الموارد).