معنی کلمه حامد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
حامد. [ م ِ ] (اِخ ) ابن خضر الخجندی ، مکنی به ابومحمود. از بزرگان علماء ریاضی و رصد معاصر فخرالدوله ٔ دیلمی ، وی در مثلثات مستقیمه و کرویه تتبعات داشته و بطوری که ابوریحان بیرونی در کتاب «مقالید علم هیئت » می آرد، شکل مغنی در مثلثات کروی (اُکر) از امیر ابونصربن عراق ریاضی دان معروف ایرانست و آنرا ابن عراق اختراع کرده ولی ابوریحان تذکر داده که ابوالوفاء بوزجانی و ابومحمود حامدبن الخضر خجندی هر یک ادعا کرده اند که این شکل را قبل از ابونصر آورده و به قانون آن شکل در ریاضیات عمل کرده اند.خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب «کشف القناع » این معنی را از «مقالید علم هیئت » نقل کرده است . خجندی آلتی رصدی بنام فخرالدوله ساخت و آنرا «سدس فخری » نام نهادکه یکی از آلات رصدیه ٔ قدماست و سدس دایره مدرج در آن آلت است و بوسیله ٔ آن طول کواکب را تعیین کنند و امروز سکستان نظیر آن آلت است که برای ارتفاع یابی بکار میرود لابد بجای عضاده ، امروز دوربینی نصب میکنند. در سال 364 هَ . ق . خجندی برای فخرالدوله ٔ دیلمی شروع به رصد کرده است . سال قطعی وفات خجندی را نیافتیم ولی مسلماً در 364 حیات داشته و با ابوالوفاء بوزجانی معاصر بوده است و ابوالوفاء نیز در 364 در بغداد اشتغال برصد کواکب داشته . (از گاهنامه ٔ سیدجلال الدین طهرانی ). او راست : رسالة الصحیفة الاَّفاقیة فی الاسطرلاب ، و کتاب العمل بالزرقالة.