معنی کلمه خالد در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
خالد. [ ل ِ ] (اِخ ) ابن محمد قرشی . بنابر قول ابن ابی شیبة در منصف ابوسفیان الحمیری از خالدبن محمد القرشی حدیث کرد که او گفت : عبدالملک بن مروان می گفت : هر که کنیزکی برای تلذذ خواهدباید کنیزک بربری گیرد. (از تاریخ الخلفاء ص 144).