معنی کلمه بلارة در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
بلارة. [ ] (اِخ ) دختر تمیم بن معزبن بادیس . اززنان خردمند و عالی همت قرن پنجم هجری . وی در مهدیه متولد شد و بسال 470 هَ . ق . بهمسری پسرعمش ناصربن علناس صنهاجی حاکم قلعه ٔ بنی حمادو بجایه درآمد و بدانجا منتقل شد. (از اعلام النساء ج 1 ص 139 از شهیرات التونسیات حسن حسنی عبدالوهاب ).