معنی کلمه واگذاشتن در لغت نامه دهخدا معین لطیف

 
واگذاشتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) ترک کردن . بازگذاشتن . (ناظم الاطباء). اعطال . (منتهی الارب ). رها کردن . یله کردن : ثابت ساز نزد خاص و عام که امیرالمؤمنین فروگذاشت نمی کند مصلحت خلافت را و وانمی گذارد رعایت آن را. (تاریخ بیهقی ص 314). از منی بودی منی را واگذار ای ایاز آن پوستین را یاد آر. مولوی .

تفویض کردن . (آنندراج ). تسلیم کردن . مفوض داشتن . تسلیم کردن به دیگری . احاله کردن . حواله کردن . محول کردن . توکیل کردن . - واگذاشتن به خدا ؛ سپردن به خدا. حواله به خدا کردن . (ناظم الاطباء). تفویض حق نمودن . (آنندراج ).

ساکن شدن . موقتاً آرام شدن و فاصله دادن . (یادداشت مؤلف ). - واگذاشتن درد ؛ موقتاً آرام شدن وساکن شدن درد. - واگذاشتن باران ؛ سست شدن باران . (یادداشت مؤلف ).